خبرگزاری پپنا –
وقتی اخبار نمایشگاههای معتبر دنیا را دنبال میکنیم، میبینیم شرکتهای مواد اولیه و مستربچ کنار ماشینسازها میایستند، دست به دست هم میدهند، یک محصول واقعی تولید میکنند و بازدیدکننده هم میتواند عملکرد دستگاه را ببیند، هم رنگ و استحکام محصول را لمس کند. خلاصه، همه چیز شفاف و دم دست.
اما در ایران ماجرا طور دیگریست؛ پتروشیمیها به جای نمایش نوآوری، بیشتر دنبال عکس یادگاری با سلبریتیها و نمایندههای مجلساند. سالن ۸ و ۹ هم با تفکری دیگر بسته میشود؛ پس فعلاً بیخیالشان.
اما سالنهای مستربچ و کامپاند؟ اینجا داستانی دیگر است. دستاوردها البته «عرضه» میشوند ولی «نمایان» نه! غرفهها به جای اینکه مثل نمایشگاههای دنیا محل گپ فنی و مشاوره باشند، بیشتر شبیه دژ نظامیاند. دیوارهای بلند، ورودیهای سخت، کارشناسانی که از فرط خستگی انگار از یک شیفت ۲۴ ساعته برگشتهاند.
بازدیدکننده اگر بخواهد وارد شود باید یا مشتری قدیمی باشد، یا مسلح به علم غیب تا بفهمد پشت این دیوارهای بلند چه میگذرد. وگرنه شانسی برای دیدن، شنیدن یا یاد گرفتن ندارد.
این طنز تلخ وقتی تلختر میشود که بدانیم بخش بزرگی از تولیدکنندگان مستربچ و کامپاند ایران همان نیروهای متخصص و تحصیلکرده پلیمر هستند؛ کسانی که اشراف کامل بر محصولات داخلی و خارجی دارند، اما در نمایشگاه ضعیفترین ارائه را رقم میزنند.
اینجا سالنهای مستربچ و کامپاند دقیقاً برعکس فلسفه وجودیشان عمل میکنند. در دنیا این سالنها فقط برای مشاوره تولید برپا میشوند؛ در ایران اما بیشتر برای اینکه ثابت کنند:
«اگر مسلح به علم غیب نباشی، هیچ چیز دستگیرت نخواهد شد.»