افشین علیزاد منیر – مدیرمسئول و سردبیر خبرگزاری پپنا
در دفتر (باغ) سرسبز و دلنشینش، در یکی از گرانترین محلههای اداری تهران، با او قرار داشتم. نسبت به آخرین دیدارمان، تعداد نیروهای مشغول به کار دستکم دو برابر شده بود؛ نشانهای از امید. اما پشت این آرامش، روایتی تلخ از روزهایی نهفته بود که هر کدام میتوانست برای متوقف کردن یک بنگاه اقتصادی کافی باشد.
قصه از اسفند ۱۴۰۴ آغاز میشود.
تنها دو روز پیش از آغاز جنگ، کارخانه شمس جاوید اروند در شهرک صنعتی آبادان دچار حریقی گسترده شد؛ آتشی که آنقدر سهمگین بود که تصاویرش بارها از بخشهای مختلف خبری صداوسیما پخش شد.
هنوز شوک این حادثه فروکش نکرده بود که جنگ آغاز شد. رضا هامونی برای آنکه همسر و فرزندانش را از نگرانی دور کند، راهی تهران شد. اما صدای انفجار در نزدیکی محل سکونتش، تصمیم دیگری را به او تحمیل کرد؛ خانواده را به زادگاهشان، مشهد، برد.
چهارشنبه به مشهد رسیدند؛ اما پنجشنبه، خبر تلخ دیگری از راه رسید. کارخانه ۷۲۰۰ متری او در شهرک صنعتی عباسآباد، به دلیل آتشسوزی کارخانه مجاور، گرفتار حریق شد. همزمان، سه بمب سنگین در فاصلهای کمتر از ده متر از کارخانه فرود آمد.
با این حال، هامونی دست از کار نکشید.
او میگوید: «با هر آنچه باقی مانده بود، تصمیم گرفتم ادامه بدهم.»
اما این پایان ماجرا نبود. با آغاز سال ۱۴۰۵ و حمله به مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه، زنجیره اتفاقات تلخ کامل شد.
رضا هامونی با لبخندی تلخ میگوید: «تا اینجای قصه که رسیدم، احساس کردم انگار کارت قرمز گرفتهام؛ دیگر نشستم و شروع کردم به بازنگری همه چیز.»
امروز شمس جاوید اروند، شرکتی که در حوزه تولید کامپاندهای پلیمری، وکس، پالت، بشکههای بستهبندی و تأمین ماشینآلات صنعت پلاستیک فعالیت میکند، بیش از آنکه به توسعه فکر کند، مشغول بازنویسی آینده خود است.
مدیر این مجموعه میگوید توسعه بیمحابا دیگر جایی در برنامههایش ندارد. حالا استراتژی تازهای در حال تدوین است؛ استراتژیای که از دل آتش، جنگ و روزهای سخت متولد شده است.
این ویدئو را حتماً ببینید؛ روایت مردی که در فاصله چند هفته، آتش، جنگ و انفجار را تجربه کرد، اما هنوز از ساختن سخن میگوید
اینستاگرام خبرگزاری پپنا
https://www.instagram.com/reel/DbF1YXoAMR5/?igsh=MWFnYmVsbnZ6YXQzaA==

