

خبرگزاری پپنا رصد جهانی بازار پلیمر
گزارش ویژه از برندگان و بازندگان بحران در صنعت پتروشیمی؛ از خلیج فارس تا اروپا و چین
تنگه هرمز را معمولاً با نفت میشناسیم؛ یک آبراه باریک که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند.
اما بحران اخیر نشان داد که اهمیت هرمز بسیار فراتر از نفت خام است.
گاز، LPG، خوراک پتروشیمی، پلیمرها و دهها ماده شیمیایی نیز به این مسیر وابستهاند.
به همین دلیل، اختلال در هرمز تنها یک بحران حملونقل نیست؛ یک شوک بزرگ به زنجیره ارزش پتروشیمی جهان است.
اکنون که گزارشهای مالی سهماهه دوم و نیمه نخست سال ۲۰۲۶ یکی پس از دیگری منتشر شدهاند، میتوان نخستین تصویر واقعی از برندگان و بازندگان این بحران را دید.
و نتیجه، برخلاف تصور اولیه، بسیار عجیب است:
هرمز برای همه یک فاجعه نبود.
برای یک شرکت، کاهش صادرات و سقوط سود بود؛ برای شرکت دیگری، افزایش قیمت فروش؛ برای یک تولیدکننده چینی، جهش سود؛ برای برخی شرکتهای اروپایی، فرصتی برای نفسکشیدن؛ و برای یک شرکت کشتیرانی، تقریباً یک معدن طلا.
خلیج فارس؛ جایی که بحران از کارخانه شروع میشود
طبیعی است که نخستین قربانیان بحران را باید در منطقهای جستوجو کرد که بیشترین وابستگی را به عبور مواد و محصولات از هرمز دارد.
ADNOC Gas؛ ضربه مستقیم
یکی از روشنترین نمونهها ADNOC Gas امارات است.
سود خالص این شرکت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۶۶۵ میلیون دلار رسید؛ در حالی که این رقم در سهماهه دوم سال گذشته ۱.۳۹ میلیارد دلار بود.
یعنی سود شرکت حدود ۵۲ درصد کاهش پیدا کرده است.
نکته مهمتر اینکه خود شرکت و گزارشهای منتشرشده، اختلال در فروش ناشی از بستهشدن هرمز را از عوامل اصلی افت سود معرفی کردهاند.
با این حال، تقریباً یک میلیارد دلار از سود خالص ۱.۷ میلیارد دلاری شرکت در نیمه نخست سال از فروش داخلی امارات حاصل شده است؛ یعنی بازار داخلی تا حدی نقش ضربهگیر را بازی کرده است. (Reuters)
اینجا نخستین درس هرمز ظاهر میشود:
وابستگی به صادرات، در زمان بحران میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود.
SABIC؛ وقتی قیمت بالا میرود اما حجم پایین میآید
داستان SABIC عربستان پیچیدهتر است.
این شرکت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ ۲۴.۸۱ میلیارد ریال، معادل ۶.۶۲ میلیارد دلار، درآمد ثبت کرد.
اما درآمد نسبت به سهماهه قبل ۵ درصد کاهش یافت و EBITDA تعدیلشده نیز با افت ۱۸ درصدی به ۳.۳۸ میلیارد ریال، معادل ۹۰۰ میلیون دلار رسید. سود خالص تعدیلشده نیز منفی ۳۸۰ میلیون ریال بود. (SABIC)
اما نکته جذاب اینجاست:
قیمت بالاتر محصولات بخشی از ضربه کاهش عرضه را جبران کرد.
این دقیقاً همان مکانیسمی است که بحران هرمز در بازار پتروشیمی ایجاد میکند:
عرضه ↓ → کمبود ↑ → قیمت ↑
در نتیجه، ممکن است یک شرکت همزمان از کاهش حجم فروش آسیب ببیند و از افزایش قیمت فروش سود ببرد.
بنابراین پاسخ به این سؤال که «هرمز برای پتروشیمیها خوب بود یا بد؟» بسیار ساده نیست.
پاسخ واقعی این است:
به موقعیت شرکت در زنجیره بستگی دارد.
Borouge؛ آزمایش واقعی انعطافپذیری
اگر بخواهیم یک شرکت را بهعنوان نمونهای از «مقاومت» معرفی کنیم، Borouge گزینه بسیار مناسبی است.
این شرکت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ درآمد ۵.۱۶ میلیارد درهم، معادل ۱.۴ میلیارد دلار ثبت کرد؛ ۲۰ درصد بیشتر از سهماهه قبل.
EBITDA تعدیلشده به ۴۰۱ میلیون دلار و سود خالص به ۱۹۱ میلیون دلار رسید؛ سود خالص نسبت به سهماهه قبل ۲۳ درصد افزایش داشت.
میزان فروش نیز حدود ۰.۹ میلیون تن بود. (Borouge)
عامل مهم، فقط افزایش قیمت نبود.
Borouge توانست تولید و موجودی خود را به بازار برساند و از اختلال عرضه جهانی پلیاولفینها استفاده کند.
یعنی در بحران، یک مزیت جدید خودش را نشان داد:
شرکتی که زنجیره تأمین انعطافپذیرتری دارد، لزوماً قربانی بحران نمیشود.
ممکن است همان بحران برایش به فرصتی برای افزایش قیمت و حفظ سهم بازار تبدیل شود.
و بعد نوبت به کشتیرانی میرسد؛ معدن طلای هرمز
شاید عجیبترین برنده بحران اصلاً پتروشیمی نباشد.
ADNOC Logistics & Services در سهماهه دوم ۲۰۲۶ سود خالص ۹۱۷ میلیون دلار ثبت کرد.
یک سال قبل این رقم تنها ۲۲۹ میلیون دلار بود.
یعنی سود شرکت تقریباً چهار برابر شد.
افزایش شدید نرخهای اجاره کشتی، تقاضای بیشتر برای خدمات حملونقل و عملکرد قوی بخش کشتیرانی از عوامل این جهش بودند. شرکت حتی برای سومین بار پیشبینی سود سالانه خود را افزایش داد. (Reuters)
اینجا مفهوم اصلی این گزارش کاملاً روشن میشود:
همان چیزی که برای تولیدکننده هزینه است، برای صاحب ظرفیت حمل میتواند درآمد باشد.
اروپا؛ بحران هرمز برای صنعت شیمی یک شمشیر دولبه است
اما اگر از خلیج فارس فاصله بگیریم، داستان اروپا کاملاً متفاوت میشود
اروپا پیش از بحران هرمز نیز با مشکلات ساختاری صنعت شیمی دستوپنجه نرم میکرد:
انرژی گران
تقاضای ضعیف صنعتی ظرفیت مازاد جهانی
رقابت شدید تولیدکنندگان آسیایی* فشار هزینهای بر کارخانههای اروپایی
بنابراین انتظار طبیعی این بود که بحران انرژی، ضربه دیگری به صنعت شیمی اروپا وارد کند.
اما اتفاقی عجیب رخ داد.
کمبود عرضه جهانی، قیمت برخی مواد شیمیایی را بالا برد و برای برخی تولیدکنندگان اروپایی یک فرصت کوتاهمدت ایجاد کرد.
BASF؛ بحران به کارخانههای اروپا نفس داد
بهترین نمونه BASF آلمان است.
فروش BASF در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۱۷.۲ میلیارد یورو رسید؛ ۱۶ درصد بیشتر از سال قبل.
EBITDA قبل از اقلام ویژه نیز به ۲.۴ میلیارد یورو رسید؛ در حالی که این رقم در سهماهه دوم ۲۰۲۵ حدود ۱.۶ میلیارد یورو بود. (BASF)
اما نکته بسیار مهمتر در جزئیات گزارش پنهان شده است.
در بخش Chemicals، فروش به ۳.۵۹۵ میلیارد یورو رسید؛ یعنی ۴۳.۷ درصد بیشتر از سال قبل.
در بخش Petrochemicals، فروش حتی ۵۴.۲ درصد افزایش یافت و به ۲.۸۶۲ میلیارد یورو رسید.
EBITDA قبل از اقلام ویژه بخش Chemicals نیز با رشد ۸۰ درصدی به ۳۷۷ میلیون یورو رسید. (BASF)
این اعداد به ما میگویند که بحران عرضه واقعاً در حال تغییر اقتصاد صنعت شیمی اروپا بوده است.
BASF همچنین اعلام کرده نرخ بهرهبرداری مجتمع عظیم Ludwigshafen افزایش یافته است؛ اختلال عرضه در خاورمیانه و هرمز به سفتتر شدن بازار و حمایت از قیمتها کمک کرده است. (Reuters)
اما اینجا هم یک «اما» وجود دارد.
BASF خودش هشدار داده است که ادامه اختلال در هرمز میتواند به فعالیت اقتصادی ضربه بزند.
یعنی:
هرمز برای BASF در کوتاهمدت فرصت است؛ اما اگر بحران طولانی شود، میتواند دوباره به تهدید تبدیل شود.
اروپا؛ برنده کوتاهمدت، قربانی بلندمدت؟
این مسئله فقط درباره BASF نیست.
تحلیل عملکرد شرکتهای شیمیایی اروپایی نشان میدهد بخشی از رشد قیمتها ناشی از اختلال عرضه و خرید احتیاطی مشتریان بوده است، نه لزوماً یک جهش پایدار در تقاضای واقعی.
به همین دلیل، تحلیلگران صنعت هشدار دادهاند که با عادیشدن زنجیره تأمین، بخشی از این مزیت قیمتی میتواند از بین برود.
در واقع اروپا با یک پارادوکس مواجه است:
هرچه هرمز بیشتر بسته بماند → کمبود عرضه بیشتر → قیمت محصولات اروپایی بالاتر
اما همزمان:
هرچه بحران طولانیتر شود → انرژی گرانتر → هزینه تولید اروپا بالاتر
به همین دلیل، اروپا شاید برنده کوتاهمدت و بازنده بلندمدت این بحران باشد.
چین؛ برندهای که کمتر دیده میشود
اما اگر بخواهیم یک بخش واقعاً جذاب از داستان را پیدا کنیم، باید به چین برویم.
چین برخلاف خلیج فارس، وابستگی مستقیم و یکسانی به عبور محصولات صادراتی از هرمز ندارد.
این کشور همزمان یک غول تولیدکننده، مصرفکننده و صادرکننده مواد شیمیایی است.
بنابراین وقتی بحران باعث افزایش قیمت مواد شیمیایی در بازار جهانی میشود، برخی تولیدکنندگان چینی میتوانند از افزایش قیمت محصولات و مزیت هزینهای تولید داخلی استفاده کنند.
Wanhua Chemical؛ نمونهای بسیار مهم
شرکت چینی Wanhua Chemical در برآورد نیمه نخست سال ۲۰۲۶ اعلام کرد سود خالص قابل انتساب به سهامداران بین ۹.۸ تا ۱۰.۴ میلیارد یوان خواهد بود.
این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش نشان میدهد.
اما نکته فوقالعاده مهم این است که خود شرکت علت اصلی رشد را چه میداند؟
Wanhua اعلام کرده افزایش شدید قیمت مواد اولیه شیمیایی در نتیجه عوامل ژئوپلیتیکی و درگیریها، همراه با تغییرات عرضه و تقاضا در برخی مناطق، باعث افزایش قیمت محصولات شیمیایی و بهبود سودآوری شده است.
شرکت همچنین در ژانویه ۲۰۲۶ تنوع خوراک واحد اتیلن خود را افزایش داده و گفته این اقدام مزیت هزینهای بخش پتروشیمی را تقویت کرده است.
این یعنی چین دقیقاً در نقطه مقابل برخی تولیدکنندگان خلیج فارس قرار میگیرد.
وقتی عرضه منطقهای مختل میشود، شرکت چینی که خوراک و بازار داخلی متنوعتری دارد میتواند به جای از دست دادن بازار، از افزایش قیمت جهانی استفاده کند.
چین فقط تولیدکننده نیست؛ رقیب اروپا هم هست
این مسئله برای اروپا اهمیت بسیار زیادی دارد.
صنعت شیمی اروپا سالهاست از رقابت تولیدکنندگان آسیایی، بهویژه چین، تحت فشار است.
حالا بحران هرمز موقتاً بخشی از این فشار را کاهش داده است؛ زیرا اختلال عرضه باعث شده تولیدکنندگان اروپایی بتوانند برخی محصولات را با قیمتهای بالاتری بفروشند.
اما اگر مسیر تجارت عادی شود، چین دوباره به همان رقیب قدرتمند قبلی تبدیل خواهد شد.
بنابراین برای BASF، بحران هرمز یک فرصت است؛ اما برای Wanhua نیز میتواند فرصت باشد.
یک بحران، دو برنده با دو مدل کاملاً متفاوت
Sinopec؛ داستان متفاوت چین
شرکتهای چینی البته یکدست نیستند.
برای مثال، دادههای نیمه نخست ۲۰۲۶ Sinopec Shanghai Petrochemical نشان میدهد این شرکت انتظار سود خالص حدود ۲۳۴ تا ۳۵۱ میلیون یوان را داشته؛ در حالی که سال قبل در وضعیت زیانده قرار داشت.
یعنی این شرکت نیز از شرایط جدید بازار تا حدی بهبود گرفته است، هرچند مقیاس و شدت بهبود آن با Wanhua قابل مقایسه نیست. (MarketScreener)
این تفاوت مهم است:
چین یک برنده واحد نیست؛ شرکتهایی که خوراک متنوع، محصولات با ارزش افزوده بالاتر و بازار داخلی قویتری دارند، موقعیت بهتری دارند.
آمریکا؛ یک قدم دورتر از گلوگاه
در آن سوی دیگر، آمریکا قرار دارد.
شرکتهایی مانند ExxonMobil و Chevron از افزایش قیمت انرژی و تغییر شرایط بازار جهانی بهره بردهاند.
اما تفاوت آمریکا با خلیج فارس فقط در میزان تولید نیست.
تنوع جغرافیایی بازار، دسترسی به خوراک داخلی و توان صادرات از مسیرهای مختلف، آسیبپذیری آمریکا را نسبت به یک گلوگاه جغرافیایی خاص کاهش میدهد.
به همین دلیل، شوک هرمز میتواند برای بخشی از شرکتهای آمریکایی بیشتر به یک شوک قیمتی مثبت تبدیل شود تا یک شوک فیزیکی به زنجیره صادرات.
هرمز یک مالیات جغرافیایی است
شاید بهترین راه برای فهم این بحران، نگاهکردن به هرمز بهعنوان یک مالیات جغرافیایی باشد.
گزارشهای مالی ۲۰۲۶ یک واقعیت مهم را آشکار کردهاند:
بحران هرمز الزاماً ثروت را از بین نمیبرد؛ بخشی از آن را جابهجا میکند.
در اقتصاد جدید انرژی، برنده کسی نیست که فقط بیشتر تولید میکند؛ برنده کسی است که در زمان بحران، انعطاف بیشتری دارد

