افشین علیزاد منیر مدیر مسئول و سردبیر خبرگزاری پپنا
علاقهای نداشتم این روزها سری به آرشیو «پپنا» بزنم؛ اما خبر تلخ درگذشت دکتر پیرائی، ناگهان مرا به سالها قبل برد؛ به روزهایی که بخشی از تاریخ صنعت پلاستیک ایران در همان جلسات و مجامع رقم میخورد.
مرحوم دکتر پیرائی سالها ریاست مجامع تعاونی صنایع پلاستیک استان تهران را بر عهده داشت؛ مدیری که بسیاری او را با صدای رسا، صبوری مثالزدنی و تواناییاش در اداره جلسات پرتنش به خاطر میآورند.
نسل جدید فعالان صنعت پلاستیک که در دو دهه اخیر وارد این عرصه شدهاند، شاید تصویر روشنی از آن روزها و فضای تشکلهای صنفی نداشته باشند. به همین دلیل، چند عکس از آرشیو یکی از همان مجامع را انتخاب کردهام؛ تصاویری که هر کدام، روایتی از بخشی از حافظه جمعی صنعت پلاستیک ایران هستند.
در میان این چهرهها، عزیزانی را میبینیم که دیگر در کنار ما نیستند، اما یاد و خاطرهشان همچنان زنده است؛ و دوستانی که هنوز با همان عشق، دغدغه و مسئولیتپذیری در این صنعت فعالیت میکنند.
با دیدن این تصاویر، خاطرات بسیاری زنده میشود. روزهایی که محتشمیپور، پیش از آنکه به معاونت وزارت صمت برسد، با احترام، دست به سینه مقابل فعالان صنایع پلاستیک میایستاد و توضیح میداد. یا ایزدخواه که آن زمان جوانی جویای نام و مشاور بود و امروز از چهرههای شناختهشده و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.
مجمع تعاونی صنایع پلاستیک، کمتر به یک جلسه عادی شباهت داشت؛ بیشتر میدان رقابتی نفسگیر بود. از روزها قبل، رایزنیها، ائتلافها و صفبندیها آغاز میشد و همه خود را برای روز مجمع آماده میکردند.
البته این اختلافها بر سر «هیچ» نبود. یکی از مهمترین داراییهای تعاونی، سوله ای بود که امروز ارزش آن دستکم به ۲۰۰ میلیارد تومان میرسد؛ طبیعی بود که تصمیمگیری درباره چنین دارایی هایی حساسیتها و رقابتهای فراوانی به همراه داشته باشد.
در میان تمام آن هیاهو، دکتر پیرائی همیشه بر صندلی ریاست مینشست. میکروفنی که اغلب درست کار نمیکرد، او را ناچار میکرد با تمام توان سخن بگوید تا نظم جلسه حفظ شود و مجمع به مسیر خود ادامه دهد. هنوز هم صدای رسایش در گوشم زنده است.
یادتان بخیر، دکتر پیرائی…
روحتان شاد؛ نام و یادتان برای همیشه در حافظه صنعت پلاستیک ایران ماندگار خواهد ماند.
