افشین علیزاد منیر – مدیر مسوول و سردبیر خبرگزاری پپنا –
چند ماه پیش—شاید هم بیش از یک سال—یکی از فعالان صنایع پلیمر در سطح ملی مورد تقدیر قرار گرفت.
خبر را داشتیم، اما عکس دقیق را نه. چون فرد شناخته شده ای لااقل در آن زمان در سطح صنایع پلیمر نبودند. پرسوجو کردیم، چند ساعت بعد یک عکس برایمان ارسال شد: پنج نفر کنار هم.
دو مدیر تشکلی (که یکیشان چشمهایش بسته بود!)، یک آقایی که نمی شناختیم، و بانویی کنار فرد مورد تقدیر.
◾️پرسیدیم «این خانم چهکاره است؟»
گفتند: «همکار ایشان».
ما هم—مثل همیشه که نسبت به تکرار انتشار چهره مدیران تشکلی آلرژی داریم—عکس را کراپ کردیم (فقط کراپ) و ماند همان فرد مورد تقدیر و خانمی که طبق گفتهها از همکاران ایشان و کنارشان ایستاده بودند.
◾️خبر منتشر شد.
اتفاقاً بازدید عجیب هم داشته است: گوگل هنوز مانده نمیداند با این عکس چه کند، چون منبع اصلی که سایت ما باشد، تصویر را حذف کرده است.
اما حذف از گوگل دست ما نیست؛ اینکه تهدید میکنید «به دوستان خارجی میگویم پپنا را از دسترس خارج کنند» بیشتر شبیه فیلمهای اکشن دهه ۹۰ است تا واقعیت رسانه.
◾️چند وقت پیش در صبح یک روز زیبای تعطیل، فردای پنج شنبه در جمعه روزی، فرد مورد تقدیر تماس گرفت:
«عکس فتوشاپ شده؛ من اصلاً این خانم را نمیشناسم!»
و بعد هم شکایت…
◾️ببینید؛
وقتی وارد کسبوکار جهانی میشوید—بهخصوص وقتی پای کار تشکلی هم در میان است—بهتر است در خانواده این موضوع را توضیح دهید که:
ممکن است در یک مراسم بینالمللی، حتی یک همکار خانم خارجی کنار شما بایستد و دوربین هم بهطور کاملاً اتفاقی شاتر بزند!
این اسمش «روابطعمومی پپنا» نیست؛ اسمش واقعیت دنیای حرفهای است.
◾️پس قبل از شکایت به پپنا،
اول لطفاً خانه را در جریان قرار دهید که شما دیگر در «بازار جهانی» بازی میکنید.
