خبرگزاری پپنا –
روایت ماجرای نفتکش تالارا
ماجرای توقیف نفتکش «تالارا» تنها یک عملیات دریایی نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران نبود؛ در دل این حادثه، سرنوشت یک محموله پتروشیمی ۳۰هزارتنی گره خورد به یکی از پیچیدهترین شبکههای فساد صادراتی کشور. بار پتروشیمیای که باید ارز آن به کشور برمیگشت، در یک سازوکار حسابشده از مسیر خود خارج شد و تا یک قدمی خروج کامل از چرخه اقتصادی ایران رفت.
۱) بار پتروشیمی از کجا آمده بود؟
طبق اطلاعات منتشرشده، محموله توقیفی متعلق به هلدینگ خلیج فارس بوده و فروش آن از طریق شرکت زیرمجموعهاش «تجارت صنعت» انجام شده است.
این شرکت بار ۳۰هزارتنی را به یک صرافی با نام اختصاری «ب.ص» فروخته؛ پرداخت از طریق بانک صنعت و معدن باید انجام میشد، اما:
صراف «ب.ص» حتی یک دلار بابت محموله پرداخت نکرده بود.
با این حال، محموله فقط با یک نامه اداری آزاد شده و عملاً در اختیار صراف قرار گرفته است!
۲) بار پتروشیمی به دست چه کسی رسید؟
صراف «ب.ص» بدون پرداخت وجه:
• محموله را به یک خریدار خارجی فروخته
• خریدار دوم بار را بارگیری کرده
• نفتکش بیش از یک ماه در بندر متوقف مانده
• سپس عجیبتر از همه: مجوز خروج صادر شده
این یعنی:
بار پتروشیمی کشور، بدون پرداخت وجه، عملاً به دست یک واسطه خارجی رسیده بود.
۳) چه سرنوشتی قرار بود برای محموله رخ دهد؟
در سازوکار طراحیشده، قرار بود:
• روی کاغذ ارز بازگشته تلقی شود
• در سامانهها اعلام وصول صوری ثبت شود
• اما در عمل هیچ ارزی به کشور برنگردد
این همان فسادی است که امروز با نام «خالیخوانی» افشا شده:
ارز روی کاغذ برمیگردد، ولی در واقعیت، هیچ چیز به اقتصاد ایران برنمیگردد.
۴) وقتی نفتکش حرکت کرد…
نفتکش تالارا از حمریه امارات راه افتاد و به سمت سنگاپور در حرکت بود؛ یعنی تنها یک قدم تا تخلیه کامل محمولهای که متعلق به پتروشیمی ایران بود و باید ارز آن به کشور بازمیگشت.
اما در آبهای آزاد، سپاه وارد عمل شد:
توقیف نفتکش = توقف کامل خروج یک محموله پتروشیمی که بدون پرداخت وجه در حال فرار بود.
این اقدام باعث شد:
• بار پیش از تخلیه حفظ شود
• رد شبکه فساد آشکار شود
• سازوکار خالیخوانی علنی گردد
۵) در دل این پرونده چه اتفاقی برای صنعت پتروشیمی مهم است؟
الف) انحراف ارز پتروشیمی
ارز فروش محصولات پتروشیمی یکی از اصلیترین منابع ورودی اقتصاد ایران است. در این پرونده:
• ارز فروش محموله توسط صراف دریافت شده
• اما به کشور بازنگشته
• فقط اعلام وصول صوری ثبت شده
این دقیقاً همان نقطهای است که صنعت پتروشیمی ضربه میخورد.
ب) آزادسازی بار بدون دریافت پول
یکی از سؤالهای کلیدی این است:
چطور یک محموله عظیم پتروشیمی تنها با یک نامه اداری آزاد شده؟
این فرآیند معمولاً چندین لایه کنترل مالی و نظارتی دارد؛ اما در این شبکه، همه چیز دور زده شده.
ج) شبکهای بودن فساد
اظهارات رئیس دیوان محاسبات نشان میدهد:
• فساد خالیخوانی یک اتفاق فردی نیست
• سالها در حوزه نفت و پتروشیمی وجود داشته
• از مسیر «تراستیها» و کانالهای شبهرسمی انجام میشده
این یعنی محموله تالارا تنها نوک یک کوه یخ است.
جمعبندی
محموله ۳۰هزارتنی پتروشیمی که باید ارز آن به کشور بازمیگشت، در یک شبکه صادراتی فاسد سر از بازار خارجی درآورد؛ آن هم بدون آنکه حتی یک دلار به حساب ایران برگردد.
صراف «ب.ص» بار را گرفت، فروخت، پولش را برداشت، اما هیچ ارزی بازنگشت و فقط یک برگ اعلام وصول جعلی در سامانهها باقی ماند.
حرکت نفتکش به سمت سنگاپور آخرین حلقه از زنجیره خروج بیصدا بود؛ اما ورود نیروی دریایی سپاه، این چرخه را قطع کرد و فساد پنهان در صادرات محصولات پتروشیمی را آشکار کرد. فسادی که حالا مرکز ثقل توجه و پرسشهای جدی در صنعت پتروشیمی است